X
تبلیغات
رایتل

یکشنبه 25 آبان 1393

سه حکایت شیرین

حاکم مسلمان


یکی از یاران پادشاه فیلسوفی را دید که علف صحرا می خورد. گفت: 

اگر به شاه خدمت کنی، به خوردن علف محتاج نمی شوی. گفت: 

تو هم اگر علف صحرا بخوری، به خدمت شاه احتیاج پیدا نمی کنی. 


حاکم نبودن خوب است 

یکی از حاکمان با بهلول گفت: احوال ات چطور است؟ 

گفت: احوالم به خیر و خوبی می گذرد و خوشحالم که حاکم سرنوشت مسلمانان نشدم.

قدرت شیر دادن 

به کسی گفتند: چرا حاکم شهری نمی شوی تا قدرت داشته باشی؟ گفت: 

شیردادنش شیرین است و از شیر گرفتنش بسیار تلخ است. 


( از لطایف محاضرات راغب اصفهانی)





 

سوسا تم

Susa Web Tools